خرید بک لینک
برای نمایش مطلب باید رمز عبور را وارد کنید
ادامه مطلب

برچسب: نویسنده: آبتین محمدپور تاريخ: يکشنبه 25 اسفند 1398 ساعت: 11:38

ببین هر دفعه توی آغوشمی، یه راز مگو رو بگو می کنم...دیگه نمی تونم بیشتر از این از شما مخفی کنم. اولش گفتم روند معمول پست هات رو ادامه بده هوپ. دلیلی نداره همه زندگیت رو بیای بنویسی و در معرض دید همه بذاری. ولی بعدش حس بدی بهم دست داد. مسئله کوچیکی نیست

برچسب: نویسنده: آبتین محمدپور تاريخ: يکشنبه 25 اسفند 1398 ساعت: 11:38

هوپا! تکرار غریبانه روزهای کرونایی ات چگونه گذشت؟!

به بهونه چالش حریر،

هر کی به نقاشیم خندید ایشالا سوسک شه! :-)


برچسب: نویسنده: آبتین محمدپور تاريخ: يکشنبه 25 اسفند 1398 ساعت: 11:38

اینکه شروع کردم به بیشتر "خودم" بودن و منِ وجودیم رو در اولویت گذاشتن، عجیب غریب و جالب و در عین حال بعضا اعصاب خردکنه. نمودش وقت هاییه که با بعضی از اعضای خانواده از نقطه نظر سیا*سی متفاوت هستی و قبل

برچسب: نویسنده: آبتین محمدپور تاريخ: يکشنبه 25 اسفند 1398 ساعت: 11:38

اونی که از بازگشایی باشگاه ها ناامید شد و امروز با دانلود اپ و ورزش در منزل، عرق خودشو درآورد؛ آنلاین شد.

انگار مجبور بودم بزنم رو برنامه هارد! ولی خیلی خوب بود. امتحان کنین.

+ 30day workout challenge

برچسب: نویسنده: آبتین محمدپور تاريخ: يکشنبه 25 اسفند 1398 ساعت: 11:38

دیدی چی شد؟! + کیک!دقت کردین تو بحبوحه ی حبس خونگی، روز پدر داره میاد و اصلا حواسمون بهش نبوده؟! حتی نمیشه رفت بیرون جوراب خرید و تقدیم با عشق کرد! تنها ایده ای که دارم اینه که واسه بابام کیک بپزم؛ که در مقایسه با کادوی

برچسب: نویسنده: آبتین محمدپور تاريخ: يکشنبه 25 اسفند 1398 ساعت: 11:38

پیرو همان بحثی که دیروز(١) نوشتم، امروز لپ تاپم را خانه تکانی کردم. تمام فایل ها را مرتب کردم و بعد عکس ها و فیلم ها و مطالب شخصی ام را یک جا جمع کردم و توی فلشی ریختم؛ تا بعد از تعمیر لپ تاپ دوباره آ

برچسب: نویسنده: آبتین محمدپور تاريخ: يکشنبه 25 اسفند 1398 ساعت: 11:38

نمی دانم کدامش سزاواری بیشتری دارد. اینکه همه ی عمرت با دلی پردرد، اطراف بگردی تا اینکه از فشار آن منفجر شوی یا اینکه اجازه بدهی هر پاراگراف، هر جمله و هر واژه، از دردی که داری از وجودت به بیرون رانده

برچسب: نویسنده: آبتین محمدپور تاريخ: يکشنبه 25 اسفند 1398 ساعت: 11:38

مثل دیوونه های احساساتی وقتی استوری و پست های دوستای پزشکم رو می بینم، می زنم زیر گریه و میرم بهشون التماس می کنم اول از همه مراقب خودشون باشن. از تک تکشون قول می گیرم بعد از تموم شدن این بحران، همو ب

برچسب: نویسنده: آبتین محمدپور تاريخ: يکشنبه 25 اسفند 1398 ساعت: 11:38

خب به نظرتون از الان به بعد در مورد چه موضوعی سکوت کنم؟

برچسب: نویسنده: آبتین محمدپور تاريخ: جمعه 27 دی 1398 ساعت: 18:36

لازمه بگم کلی از حرفایی رو که نمیتونم با خانواده یا دوست های دیگه ام در میون بذارم، به دوست هایی که زمینه ی آشناییشون بلاگستان بوده و بعد به دنیای واقعیم پا گذاشتن میگم و از راهنمایی هاشون خیلی استفاد

برچسب: نویسنده: آبتین محمدپور تاريخ: جمعه 27 دی 1398 ساعت: 18:36

ظرف پنیر روزانه رو که الان پر شده بود از شیرینی به دستش داد. در آبیش رو باز کرد و با ذوق به شیرینی های خشک و کیک کاکائویی که به زور کنارشون جا شده بود، نگاه کرد. -مناسبتش چیه؟ +روز پرستار! -نکنه نرس

برچسب: نویسنده: آبتین محمدپور تاريخ: جمعه 27 دی 1398 ساعت: 18:36

من اینجا بس دلم تنگ است

و هر سازی که می بینم بد آهنگ است

بیا ره توشه برداریم،

قدم در راه بی برگشت بگذاریم.

ببینیم آسمان هر کجا آیا همین رنگ است؟


*مهدی اخوان ثالث

برچسب: نویسنده: آبتین محمدپور تاريخ: جمعه 27 دی 1398 ساعت: 18:36

حتی وقتی که هنوز زنده ایم، دوست داریم وجودمان را مثل سگ هایی که به شیر آتش نشانی شاش می کنند ثابت کنیم. عکس های قابکرده مان را، دیپلم هایمان و کاپ هایمان را که روکشی از نقره دارند به نمایش می گذاریم.

برچسب: نویسنده: آبتین محمدپور تاريخ: جمعه 27 دی 1398 ساعت: 18:36

از یه جایی به بعد انقدر دستت واسه خودت رو میشه که دقیقا می دونی وقتی توی این حال و هوایی چی حالت رو خوب که نه ولی بهترمی کنه. واسه همینه که بقیه فکر می کنن تو خیلی خفنی که دو سانس پشت سر هم ورزش می کن

برچسب: نویسنده: آبتین محمدپور تاريخ: جمعه 27 دی 1398 ساعت: 18:36

یه دونه انار: یه مسئله ای که اخیرا خیلی به چشمم میاد، حرف گوش کردن بیماران آقا اونم وقتی زیر دستم روی یونیت با دهان باز خوابیدنه؛ بدین صورت: - ببینین پوسیدگی دندونتون عمیقه، خب؟ سرشونو پایین بالا میک

برچسب: نویسنده: آبتین محمدپور تاريخ: پنجشنبه 5 دی 1398 ساعت: 8:07

گذشته از اینکه از همون دور وقتی طرف رو دیدم، منقبض شدم و توی دلم به خودم و اون زنی که به زور توی باشگاه شماره ام رو گرفت، فحش دادم؛ درک نمی کنم چطور کسی از دختری که سال ها تلاش کرده برای کسب مهارت های

برچسب: نویسنده: آبتین محمدپور تاريخ: يکشنبه 1 دی 1398 ساعت: 11:34

از کل کل های اخیرم با داداشم میتونم به این اشاره کنم که میاد هی عکسایی که تو باشگاه از خودش گرفته رو نشون میده، یا میاد میگه دست بزن به بازوم ببین چقدر سفته، من مسخره اش میکنم! بعد من خسته از باشگاه م

برچسب: نویسنده: آبتین محمدپور تاريخ: يکشنبه 1 دی 1398 ساعت: 11:34

دوست خواهرم یکی از عکسای خیلی خوشگل پروفایل خواهرجان رو روی یه شاسی کوچیک چاپ کرده بود و کادوی تولد بهش داده بود. من هم چشمم شدیدا به این عکس بود. هیچی دیگه بالاخره دل رو زدم به دریا و رفتم جلوی روی خ

برچسب: نویسنده: آبتین محمدپور تاريخ: يکشنبه 1 دی 1398 ساعت: 11:34

چند وقته یه خلأ در وجودم حس می کنم که واقعا نمی دونم چطوری باید پرش کنم. میرم، میام، کار می کنم، تفریح می کنم، میگم، می خندم، می خرم، می خورم، می خونم، می بینم، آشنا میشم، بلاک می کنم و ... ولی همش یه

برچسب: نویسنده: آبتین محمدپور تاريخ: شنبه 10 فروردين 1398 ساعت: 18:24

هانا- بهتون قبلا گفته بودم که چقدررررر پیش بچه ها محبوبم و دوستم دارن. طوری که مثلا میرم عید دیدنی بعد دقت می کنم بچه ی فامیل کل وقتی که خونه مامان بزرگش هستیم، ساکت نشسته و با اخم نگاهم می کنه؛ کاشف

برچسب: نویسنده: آبتین محمدپور تاريخ: شنبه 10 فروردين 1398 ساعت: 18:24

صفحه بندی